استیبل کوین وایومینگ: به این ترتیب پرداختها از ریسک حذف میشوند

افشا: نظرات و نظرات بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً بیانگر دیدگاه ها و نظرات سرمقاله crypto.news نیست.
امروزه، استیبل کوینها پول واقعی را جابهجا میکنند و بخش بزرگی از پرداختهای زنجیرهای را تامین میکنند. مک کینزی حجم معاملات روزانه استیبل کوین را حدود 30 میلیارد دلار تخمین می زند، و اگر این رقم به واقعیت نزدیک باشد، نامعقول است که استیبل کوین ها را “تجربی” بنامیم. هر چند فرزندخواندگی دسته جمعی اینجا نیست.
خلاصه
- استیبل کوین ها توسط قانون مسدود نمی شوند. توسط بدهیها مسدود میشوند: کسبوکارها برای خطاها، اختلافات و مواردی که مسئولیت رعایت نامشخص است، پرداختی را نمیپذیرند.
- گلوگاه مقیاس واقعی سرعت نیست، بلکه قابلیت همکاری است: بدون دادههای استاندارد، یکپارچهسازی ERP و مدیریت مستمر استثناها، استیبل کوینها نمیتوانند به عنوان پرداختهای تجاری واقعی عمل کنند.
- استیبل کوین مدیریت شده وایومینگ راه رو به جلو را نشان می دهد: قوانین تعریف شده، قابلیت حسابرسی و مسئولیت پذیری سازمانی، ریسک استیبل کوین ها را کاهش می دهد و آنها را در جریان کار مالی واقعی قابل استفاده می کند.
اکثر کسب و کارها به تامین کنندگان پول پرداخت نمی کنند، حقوق و دستمزد صادر نمی کنند، یا بازپرداخت در استیبل کوین ها را در مقیاس واقعی پردازش نمی کنند. با وجود سابقه وایومینگ در راه اندازی یک استیبل کوین صادر شده توسط دولت، همان سوال باقی می ماند: اگر کانال ها از قبل وجود داشته باشند، چه چیزی در واقع مانع پذیرش می شود؟
پاسخ معمولی می تواند مقررات باشد. اما من فکر می کنم این فقط بخشی از آن است زیرا بزرگترین مانع مسئولیت و لوله کشی است. وقتی پرداخت دارایی دیجیتال اشتباه می شود چه کسی متحمل ضرر می شود؟ چه کسی می تواند این را برطرف کند؟ پس چه کسی می تواند به حسابرس ثابت کند که همه چیز به درستی انجام شده است؟ بنابراین، بیایید بررسی کنیم که هنوز چه چیزی استیبل کوین ها را از پذیرش انبوه باز می دارد و یک راه خروج واقعی ممکن است چگونه باشد.
زمانی که هیچ کس مسئولیتی را بر عهده نمی گیرد
صادقانه بگوییم، رانش استیبل کوینها کمتر به کسبوکارها مرتبط است که این فناوری را «دریافت» نمیکنند. آنها مکانیسم را درک می کنند. بلوک واقعی یک مدل مسئولیت فازی است.
در پرداخت های سنتی، قوانین خسته کننده اما قابل اعتماد هستند: چه کسی می تواند چه چیزی را معکوس کند، چه کسی اختلافات را بررسی می کند، چه کسی مسئول اشتباهات است، و چه شواهدی حسابرسان را راضی می کند. با استیبل کوین ها، این وضوح اغلب زمانی که تراکنش از سیستم شما خارج می شود، از بین می رود. اینجاست که اکثر خلبانان شکست می خورند.
یک تیم مالی نمی تواند پیش بینی کند که آیا پول وارد می شود، گیر می کند یا سه هفته بعد به عنوان یک مشکل انطباق برمی گردد. اگر پول به آدرس اشتباهی برود یا کیف پول به خطر بیفتد، کسی باید صاحب نتیجه باشد.
این مالکیت در نقل و انتقالات بانکی تعریف شده است. با استیبل کوین ها، مذاکرات زیادی بین فرستنده، ارائه دهنده پرداخت، سرویس کیف پول و گاهی اوقات مبادله به صورت موردی وجود دارد. هر کس نقشی دارد، اما هیچ کس واقعاً مسئول نیست، و اینگونه است که خطر گسترش می یابد.
مقررات قرار است این را حل کند، اما هنوز به طور کامل حل نشده است. بازار جهت گیری بیشتری دارد، به ویژه در ایالات متحده، جایی که نامه OCC 1188 تصریح کرد که بانک ها می توانند در برخی فعالیت های مرتبط با رمزنگاری مانند نگهداری و تراکنش های “بدون ریسک” شرکت کنند. این کمک می کند، اما مشکلات عملیاتی روزانه را حل نمی کند.
در نتیجه، رضایت به طور خودکار یک الگوی تمیز برای اختلافات، بررسی ها، شواهد و مسئولیت ایجاد نمی کند. این هنوز باید در محصول گنجانده شود و در قراردادها مشخص شود.
ارسال آسان است، تسویه حساب نه
بخشی از مسئولیت محدود کننده است. یکی دیگر به همان اندازه آشکار است: ریل ها هنوز به روشی که شرکت ها واقعاً پول را مدیریت می کنند، متصل نیستند. به عبارت دیگر، قابلیت همکاری شکاف بین “شما می توانید پول ارسال کنید” و “کسب و کار شما در واقع می تواند با آن پول اداره شود” است.
انتقال استیبل کوین می تواند سریع و دقیق باشد. اما این به تنهایی باعث نمی شود که این شغل به یک شغل پرداخت شود. تیم های مالی باید اطمینان حاصل کنند که هر انتقال دارای مرجع صحیح است، با فاکتور خاصی مطابقت دارد، تأییدیه ها و محدودیت های داخلی را تصویب می کند و شفاف است. بدون این ساختار، زمانی که پرداخت استیبل کوین وارد میشود، شخصی باید آن را به صورت دستی تعمیر کند و وعده «ارزان و فوری» به کار اضافی تبدیل میشود.
اینجاست که تکه تکه شدن بی سر و صدا مقیاس را از بین می برد. پرداخت های استیبل کوین به صورت یک شبکه انجام نمی شود. آنها در جزایر صادرکننده های مختلف، زنجیره های مختلف، کیف پول های مختلف، API های مختلف و انتظارات سازگاری متفاوت هستند. حتی صندوق بینالمللی پول نیز تکه تکه شدن سیستم پرداخت را که در آن قابلیت همکاری وجود ندارد، به عنوان یک خطر واقعی معرفی میکند، و ابتدا دفتر پشتیبان آن را احساس میکند.
در نهایت، تا زمانی که پرداختها دادههای استاندارد را سرتاسر جابهجا نکنند، بدون کار سفارشی به ERP و حسابداری متصل شوند و همیشه استثنائات را به همان شیوه مدیریت کنند، استیبل کوینها مقیاس نمیشوند. بنابراین آیا چیزی وجود دارد که بتواند مشکلات مربوط به مسئولیت و لوله کشی را به گونه ای قابل حل کند که مشاغل بتوانند واقعاً از آن استفاده کنند؟
طرح وایومینگ برای استیبل کوین های مدیریت شده
به نظر من، پاسخگویی و لوله کشی زمانی قابل حل می شوند که یک سیستم پرداخت دارای دو چیز باشد: مجموعه ای از قوانین و یک روش استاندارد برای اتصال به جریان های کاری مالی موجود. اینجاست که سابقه وایومینگ اهمیت دارد. یک توکن پایدار صادر شده توسط دولت، چارچوب مدیریت شده ای را به بازار ارائه می دهد که یک کسب و کار می تواند آن را ارزیابی کند، در قراردادها ارجاع دهد و در مقابل حسابرسان از آن دفاع کند.
در اینجا آنچه که این چارچوب برای کسب و کارها ارائه می دهد با جزئیات بیشتر آورده شده است:
- تایید آسان تر از امور مالی و انطباق. پذیرش در چند تیم «دوستانه رمزنگاری» متوقف میشود و از طریق کمیتههای ریسک معمول، قوانین خرید و چکلیستهای حسابرسی شروع به کار میکند.
- ادغام تمیزتر وقتی «قواعد پول» در سطح سازمانی تعریف میشود، میتوانید گردشهای کاری تکرارپذیری را ایجاد کنید که در سیستمها و بازارها کار میکنند، نه اینکه طرحبندی را برای هر فروشنده و حوزه قضایی طراحی کنید.
- مشارکت بانک ها و PSP واقع بینانه تر. این مدل با انتظارات مبتنی بر اعتماد، مانند نظارت دقیق تر، قوانین ذخیره شفاف تر، و پاسخگویی که می تواند در قراردادها نوشته شود، سازگارتر است.
با در نظر گرفتن زمینه، استیبل کوین ها نمی توانند به تنهایی از نظر سرعت و سهولت مقیاس شوند. به نظر من، پاسخگویی باید روشن باشد و پرداخت ها باید مطابق با ابزارهایی باشد که کسب و کارها در حال حاضر استفاده می کنند. وضعیت وایومینگ نوشدارویی نیست. با این حال، او تأکید می کند که استیبل کوین ها باید به عنوان پول مدیریت شده و قابل حسابرسی تلقی شوند تا پذیرش در دنیای واقعی چندان دور از دسترس نباشد.



