با از بین رفتن هیاهو، گنجینه های کریپتو برای زنده ماندن باید چه کاری انجام دهند؟

افشا: نظرات و نظرات بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً بیانگر دیدگاه ها و نظرات سرمقاله crypto.news نیست.
رونق خزانه داری کریپتو اولین تست استرس واقعی خود را انجام می دهد. پس از یک سال سرخوشی، سهام چندین خودروی خزانهداری رمزنگاریشده اکنون زیر ارزش داراییهایشان معامله میشود.
خلاصه
- مدل خرید و نگهداری DAT در حال شکستن است. کاهش mNAV ها نشان می دهد که بازارها دیگر به انباشت غیرفعال یا استراتژی های خزانه داری بیش از حد تبلیغاتی پاداش نمی دهند.
- بقا به سرمایه مولد نیاز دارد، نه دارایی های بیکار. خزانههای رمزنگاری موفق باید داراییهای خود را به دست آورند، زیرساختها را عملیاتی کنند، نقدینگی ارائه کنند و داراییها را به موتورهای درآمدزا تبدیل کنند.
- برندگان بعدی مانند مشاغل واقعی به نظر می رسند. شرکتهایی که اهرم خزانهداری را با عملیات، همسویی بنیادی و درآمدهای تکرارشونده ترکیب میکنند، از خودروهای خزانهداری سوداگرانه دوام خواهند آورد.
نشانههای هشدار کاهش علاقه سرمایهگذاران به شرکتهای خزانهداری داراییهای دیجیتالی غیر از DAT از اواسط اکتبر، زمانی که تقریباً 15٪ از DAT به زیر 1 برابر ارزش خالص دارایی بازار (mNAV) رسید، ظاهر شد (یک سیگنال که بازار این شرکتها را کمتر از ارزش ترکیبی داراییها و بدهیهای آنها ارزیابی میکند). در اوایل ژانویه، این رقم به تقریباً 40 درصد افزایش یافته بود. این یک تغییر نگران کننده است که نشان می دهد اقتصاد حمایت کننده از رونق DAT شروع به شکسته شدن کرده است.
سرمایهگذاران پیام روشنی ارسال میکنند: تاکتیکهای سنتی DAT (خرید داراییهای دیجیتال و انتظار برای قدردانی از آنها) دیگر یک استراتژی تجاری قانعکننده نیست. برای زنده ماندن، DAT ها باید از انباشت فراتر بروند. نسل بعدی شرکتهای موفق خزانهداری رمزنگاری ثابت خواهند کرد که داراییهای رمزنگاری میتوانند مدلهای تجاری کارآمدتر و انعطافپذیرتر را تقویت کنند، نه فقط ترازنامهها را فربه کنند. کسانی که موفق به انطباق نمی شوند به عنوان یک آزمایش گمانه زنی دیگر به یاد می آیند که به خوبی سوخت و به سرعت محو شد.
خستگی خزانه شروع شده است
اولین شرکت های خزانه داری بر اثر قحطی رشد کردند. تنها تعداد انگشت شماری نام قابل تشخیص در بازار وجود داشت و نوآوری های آنها حلقه های بازخورد قدرتمندی ایجاد کرد. نقدینگی تشدید شد، علاقه سرمایهگذاران بالا بود و پوشش رسانهای حتی باعث افزایش عملکرد متوسط شد. Metaplanet، اولین DAT پرمخاطب، بر اساس رکوردهای سه ماهه اول به بیش از 9 برابر mNAV در فوریه 2025 افزایش یافت که توسط تقسیم سهام 10:1 و مهندسی مالی هوشمند تقویت شد.
اکنون چنین حرکتی مانند یک توهم دور به نظر می رسد. سهام بسیاری از DATها، از جمله Metaplanet، در حال حاضر از ارزش ارزهای دیجیتالی که در اختیار دارند، عملکرد کمتری دارند. خستگی بازار در کاهش حق بیمه، حجم معاملات ثابت و این تصور رو به رشد که این سازمان ها چیز کمی برای متمایز کردن خود باقی نمانده اند، مشهود است.
بازیابی موقت هنوز امکان پذیر است. به عنوان مثال، نسبت بازار به NAV استراتژی از کمتر از یک به تقریباً چهار در طول رالی 2024 رسید. با این حال، اینها پیشرفت های ساختاری نیستند، بلکه جهش های دوره ای هستند. بدون اختراع مجدد، شرکت های خزانه داری به جای توسعه منابع مستقل ارزش، به نوسان با بازار گسترده تر ارزهای دیجیتال ادامه خواهند داد. هیجانی که زمانی همه قایق ها را بالا می برد، اکنون از بین رفته است. آنچه باقی میماند آزمونی است برای اینکه چه کسی میتواند کسبوکار پایداری فراتر از حدس و گمان بسازد.
Crypto سرمایه است و سرمایه مولد پادشاه است
دارایی های رمزنگاری ذاتا ارزشمند نیستند. آنها زمانی ارزشمند می شوند که به طور موثر مورد استفاده قرار گیرند. دوره بعدی شرکت های خزانه داری با توانایی آنها در تبدیل دارایی های سرگردان به موتورهای رشد تعریف می شود. خزانه های بیت کوین (BTC) با محدودیت های طبیعی روبرو هستند: قابلیت برنامه ریزی بیت کوین محدود است و بیشتر فرصت ها حول محور مهندسی ترازنامه می چرخد. در مقابل، اتریوم (ETH)، سولانا (SOL) و سایر شبکههای قابل برنامهریزی، ابزارهایی را برای توزیع سرمایه به روشهای خلاقانهتر و سازندهتر ارائه میدهند.
در ابتدا، شرکت های خزانه داری می توانند سهام را تخصیص داده، وثیقه کنند و نقدینگی را تامین کنند. این فعالیت ها باعث ایجاد کارایی و تقویت اکوسیستم هایی می شود که در آن فعالیت می کنند. اما جاه طلب ترین بازیگران در حال توسعه اکوسیستم های عملیاتی جامع هستند که از سرمایه خود به عنوان سوخت برای نوآوری استفاده می کنند.
یک راه از طریق عملیات زیرساختی است. اجرای اعتبارسنجی ها، گره های RPC یا نمایه سازهای داده، مقیاس خزانه را به یک مزیت عملکردی تبدیل می کند. عمق سرمایه امکان زیرساخت سریعتر و قابل اعتمادتر را فراهم می کند که کاربران و پروژه های بیشتری را جذب می کند. دیگری مشارکت در پروتکل، تامین نقدینگی، ایجاد بازار و کسب کارمزد در حین حمایت از کارایی شبکه است. این اقدامات گنجینههای غیرفعال را به شرکتکنندگان فعال در اکوسیستمهایی تبدیل میکند که ارزشهای دارایی را تشکیل میدهند.
در هر دو مدل، سرمایه مولد به یک خندق رقابتی تبدیل می شود. این نشان میدهد که داراییهای توکن این شرکت ورودیهای عملیاتی هستند، نه تراشههای سوداگرانه. با گذشت زمان، این پویایی ها شرکت هایی را که از رمزنگاری به عنوان سرمایه استفاده می کنند از شرکت هایی که به سادگی آن را نگه می دارند جدا می کند.
خزانه های رمزنگاری کسب و کار هستند و باید با آنها رفتار شود
شرط بندی پاداش و بازده غیرفعال می تواند بدهی خزانه را حفظ کند اما نمی تواند اعتماد سرمایه گذار را حفظ کند. برای جذب سرمایه بادوام، شرکت های خزانه داری باید مانند مشاغل واقعی شروع به فعالیت کنند. مدل برکشایر هاتاوی یک مرجع مفید ارائه می دهد: یک وسیله سرمایه گذاری که به طور همزمان عملیات تولیدی را ایجاد می کند و به دست می آورد و بازده متقابل چرخه ای را ترکیب می کند.
مدلهای پایدار در کریپتو به لایههای عملیاتی مشابهی نیاز دارند. یک شرکت خزانهداری میتواند کسبوکارهای زیرساختی را که از مقیاس داراییهای محلی استفاده میکنند، مانند اعتبارسنجیها یا ارائهدهندگان میانافزار، خریداری کند. می تواند ابزارها و خدمات سفارشی ایجاد کند که از دارایی هایش درآمدزایی کند، مانند پلتفرم های معاملاتی یا محصولات تجزیه و تحلیل داده. همچنین میتواند جریانهای درآمدی مکرر ایجاد کند که نشاندهنده استفاده مداوم و کارآمد از خزانهداری آن باشد.
شاید یک رویکرد اختصاصیتر برای رمزارزها این باشد که با اتخاذ یک استراتژی توسعه کسبوکار که مشارکت جامعه را تشویق میکند و لحظات «ویروسی» ایجاد میکند، به فرهنگ میم و تبلیغات کریپتو متمایل شویم.
این تلاش ها یک شرکت خزانه داری را از یک مالک دارایی منفعل به یک شرکت فعال تبدیل می کند. سرمایه گذاران به این مبادله پاداش می دهند زیرا ارزش را به تنهایی از قیمت توکن جدا می کند. شرکت هایی که اهرم خزانه داری را با اجرای عملیاتی ترکیب می کنند، با بلوغ بازار برجسته خواهند شد. چرخه بعدی سازندگان را بر مالکان ترجیح می دهد.
پایه ها رشد را تسریع می کنند
مبانی بلاک چین به طور فزاینده ای تشخیص می دهد که شرکت های خزانه داری مقیاس شده می توانند رشد اکوسیستم را تسریع کنند. آنها دارای انعطاف پذیری سرمایه و عملیاتی هستند که آنها را به شرکای طبیعی برای بنیادهایی تبدیل می کند که هدف آنها تقویت نقدینگی و فعالیت های شبکه است.
مکانیسم های حمایتی در حال حاضر در حال ظهور هستند. برخی از موقوفات با فروش دارایی ها با تخفیف برای حمایت از نسبت های اولیه بازار به NAV به وسایل نقلیه خزانه کمک می کنند تا سرمایه گذاران را زودتر جذب کنند. دیگران پشتیبانی بازاریابی یا دسترسی به جامعه را برای به دست آوردن شناخت ارائه می کنند. آیندهنگرترین پایهها با تشویق شرکتهای خزانهداری به استقرار سرمایه در استخرهای نقدینگی یا مجموعههای اعتبارسنجی شبکههایشان، ادغام مستقیم را تسهیل میکنند.
این رابطه در حال تقویت متقابل است. برای بنیادهای غیرانتفاعی، خزانههای غیرمتمرکز مستقل به عنوان یک بازوی اجرایی انتفاعی عمل میکنند. در حالی که بنیاد از طریق داراییهای رمزی انطباق خود را حفظ میکند، شرکت خزانهداری آزادی آزمایش و توسعه تجاری را به دست میآورد. آنها با هم یک موتور رشد خودپایدار ایجاد می کنند که می تواند به طور انعطاف پذیر سرمایه را به کار گیرد و در عین حال به اهداف اکوسیستم وفادار بماند.
چنین همسویی مزایای ساختاری را برای شرکت های خزانه داری تحت حمایت بنیاد فراهم می کند. آنها به ارائه دهندگان نقدینگی، اعتبارسنجی و اپراتورهای خدماتی در اکوسیستم خود تبدیل می شوند. این نقش آنها را نه به عنوان ابزارهای سوداگرانه، بلکه به عنوان سازندگان بلندمدت نقدینگی شبکه پایدار و تولید اقتصادی نشان می دهد.
مرگ هیجان برندگان را مشخص خواهد کرد
فشرده سازی نسبت های بازار-NAV نشان دهنده پایان فاز پول آسان برای شرکت های خزانه داری ارز دیجیتال است. دیگر هیجان برای حفظ ارزش گذاری ها کافی نیست. DATها باید ثابت کنند که داراییهای رمزنگاری آنها میتواند از مدلهای کسبوکار برتر پشتیبانی کند – مدلهایی که درآمد مکرر ایجاد میکنند، از رشد اکوسیستم حمایت میکنند و اعتماد سرمایهگذاران را حتی در بازارهای باثبات توجیه میکنند.
تنظیم دردناک، اما ضروری خواهد بود. بازارها در حال بلوغ هستند و سرمایه گذاران اکنون انتظار عمق عملیاتی، شفافیت حاکمیتی و مسیرهای روشن برای بازدهی پایدار را دارند. شرکت هایی که در این جبهه ها خدمت می کنند نه تنها از بحران کنونی جان سالم به در خواهند برد. آنها فاز بعدی پذیرش رایج رمزارز را تعریف خواهند کرد.



