برای موفقیت ارز دیجیتال، باید از اقتصاد نئوبانک دوری کند | نظر کارشناس کریپتو

افشا: نظرات و نظرات بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً بیانگر دیدگاه ها و نظرات سرمقاله crypto.news نیست.
در دهه گذشته، نئوبانک ها با رابط های شیک، حساب های رایگان و پرداخت های فوری، وضعیت مالی مصرف کننده را تغییر داده اند. اما پشت انقلاب طراحی یک حقیقت عجیب نهفته است: 76 درصد از نئوبانکها سودآور باقی میمانند، حتی با افزایش تعداد مشتریان به صدها میلیون.
خلاصه
- Neobank déja vu، اما بدتر: کیف پولهای کریپتو که تاکتیکهای کارتهای کارمزد صفر را کپی میکنند، مدلی را به ارث میبرند که قبلاً فیات شکست خورده است، و استیبل کوینها حاشیهها را حتی بیشتر به سمت صفر میبرند.
- پرداخت ها یک تله هستند، نه یک تجارت: صرافی ها محدود هستند، اسپرد ارز در حال ناپدید شدن است و کارت های کریپتو هزینه های زنجیره بلوکی را در بالای سربار ریل کارت جمع می کنند. پرداخت های ارزان نمی تواند اجرای درخشان یا رشد را تامین مالی کند.
- کارتها باید به رهبران ضرر تبدیل شوند: تنها مدل پایدار این است که پرداختها را بهعنوان توزیعها در نظر بگیریم که از طریق تأمین مالی با حاشیه بالا (مبادله، بازده، RWA و محصولات نمونه کارها) درآمدزایی میکنند.
برنامه های پرداخت مبتنی بر رمزارز اکنون در خطر افتادن در دام فناوری های پیچیده تر هستند. کیف پولهای استیبل کوین و «نئوبانکهای رمزنگاری» برای ارائه کارتهای کارت نقدی، ابزارهای پرداخت برون مرزی و پیشنهادهایی با کارمزد صفر رقابت میکنند. مشکل این است که مدل نئوبانک قبلاً در فیات شکننده بود. هنگامی که استیبل کوینها اسپردها و کارمزدهای تسویه را کاهش میدهند، تکرار این کتاب بازی پایدارتر میشود.
پرداخت ها به تنهایی نمی توانند صورت حساب ها را پرداخت کنند
نئوبانک ها بر اساس اقتصاد کارت ساخته شدند. منبع اصلی درآمد آنها مبادله کالا بود. کارمزدی که بانک های تجاری برای هر تراکنش کارت به صادرکنندگان کارت می پردازند. اما در بیشتر بازارهای بزرگ، این استخر عمدا کم عمق است. در ایالات متحده، مقررات دوم تحت اصلاحیه دوربین، مبادله بدهی را برای ناشران بزرگ با 0.21 دلار به علاوه 0.05٪ از تراکنش، با یک افزودنی کوچک ضد کلاهبرداری تعیین می کند. در اتحادیه اروپا، بر اساس مقررات هزینه تسویه، تسویه بدهی مصرف کننده به 0.2٪ و اعتبار محدود به 0.3٪ است.
این محدودیتها باعث شده است که نئوبانکها برای بازپرداخت، شیوههای پر زرق و برق و بازاریابی بیوقفه با مشکل مواجه شوند. درآمد کرایه کاهش یافت زیرا مشتریان کمتر خرج کردند. وقتی رگولاتورها درپوش را سفت کردند، حاشیه ها بیشتر شد. بسیاری از نئوبانکهای پرمخاطب تنها پس از سالها حضور در بازار به سوددهی دست یافتهاند و به خدمات وامدهی و کارمزدی روی آوردهاند.
پرداخت های ارزان ممکن است یک قلاب باشد، اما آنها یک تجارت نیستند.
استیبل کوین ها حاشیه ها را حتی بیشتر کاهش می دهند
حالا این مدل ضعیف را انتخاب کنید و استیبل کوین ها را اضافه کنید. استیبل کوینها تقریباً فوراً با قیمتگذاری شفاف روی زنجیره و حداقل اصطکاک مبادله تسویه میشوند. جریان های بین المللی استیبل کوین تا سال 2024 به نزدیک به 2 تریلیون دلار رسید، که به ویژه در مناطقی که راه آهن های سنتی برون مرزی کند و گران هستند، کاربرد قوی دارد.
با شروع استفاده از استیبل کوین ها در پرداخت های اصلی، چه از طریق آزمایشی توسط شبکه هایی مانند Visa یا از طریق ادغام در پلتفرم های مصرف کننده مانند Zelle، کاربران به سرعت متوجه می شوند که اسپردهای نزدیک به صفر امکان پذیر است. این کار را برای هر نئوبانک کریپتو سختتر میکند تا حاشیههای FX بالا یا حاشیه سود مبهم را در هزینههای مبتنی بر کارت توجیه کند. همان فناوری که تجربه را قانعکننده میکند، درآمدی را که نئوبانکهای قبلی حفظ کرده بود نیز از بین میبرد.
محصولات رمزنگاری مبتنی بر کارت نیز بدترین هر دو جهان را به ارث می برند. آنها نیاز به حفظ KYC، نظارت بر کلاهبرداری و گردش کار بازپرداخت وجه دارند که به طرحهای کارت جهانی کمک میکند و در عین حال زیرساختهای زنجیرهای، امنیت کیف پول و ترتیبات نگهداری را تأمین میکنند. بسیاری از کارتهای رمزنگاری به جای جایگزینی هزینههای قدیمی، بار بلاک چین را بر روی بدهیهای راه آهن کارت جمع میکنند.
کارت ها باید توزیع شوند، نه محصولات
برای کریپتو، این نتیجهگیری نگرانکننده اما ضروری است: پرداختها به عنوان کسبوکار اصلی یک بنبست است. مدل پایدارتر این است که کارت ها و تراکنش های روزانه را به عنوان توزیع، راهی برای به دست آوردن و حفظ کاربران در نظر بگیریم. بنابراین، ایجاد ارزش در امور مالی با حاشیه بالا و روی زنجیره اتفاق می افتد.
برخی از بانک های دیجیتال قبلاً این مسیر را در فیات نشان داده اند. رشد درآمد نه از مبادلات، بلکه از وامدهی، تجارت و محصولات ثروت حاصل شد که بیشتر شبیه یک بستر کارگزاری یا سرمایهگذاری هستند تا یک حساب جاری ساده. پلتفرمهای کریپتو فضای طراحی حتی گستردهتری دارند. مبادلههای زنجیرهای، بازدهی ساختاریافته، دسترسی به داراییهای توکنشده در دنیای واقعی و پورتفولیوهای انتخابشده، همگی میتوانند استخرهای کارمزد سالمتری نسبت به کشیدن کارت ایجاد کنند.
در این معماری، کیف پول یا کارت یک «محصول» نیست. این رابط به پشته خدمات مالی عمیق تر است. اینجا جایی نیست که مدل کسب و کار متوقف می شود، این جایی است که کاربران در اولویت هستند.
کارتهای بدون کارمزد فقط در پشتههای غنیتر کار میکنند
کارتهای کریپتو با کارمزد صفر یا پول نقد نباید به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه پرداختها به طور ناگهانی سودآور شدهاند خوانده شوند. بیشتر اوقات، آنها سیگنالی برای کسب درآمد از آنچه پس از اولین معامله اتفاق می افتد می دهند.
کیف پولی که افزایش قیمت FX را بازپرداخت میکند و اسپردها را سرکوب میکند، بهطور موثر خط درآمد دوران نئوبانک را برمیگرداند. فرض بر این است که وقتی کاربر راحت است که استیبل کوینها را در محل فروش خرج میکند، به معامله، سهام، تخصیص به RWA یا استفاده از ابزارهای بازده داخلی در همان برنامه میپردازد. اقتصاد توسط ارجاعات، اسپردها و کارمزدهای عملکرد در این فعالیت های با ارزش بالا هدایت می شود، نه با تخفیف مبادله ای در خرید قهوه.
از این منظر، کارت بدون کارمزد به خط لوله درآمد نزدیکتر است تا موتور حاشیه. مانند یک رهبر زیان خرده فروشی عمل می کند اما به امور مالی زنجیره ای مرتبط است.
شانس کریپتو برای شکستن چرخه نئوبانک
داستان گسترده تر استیبل کوین بر فوریت این بازاندیشی تأکید می کند. حجم استیبل کوین اکنون به تریلیون ها در سال اندازه گیری می شود و موسسات سنتی دیگر در حاشیه نیستند: اکثر بانک های بزرگ در حال حاضر با استیبل کوین ها برای پرداخت های فرامرزی و نقدینگی آزمایش می کنند. استیبل کوینها و USDC (USDC) به طور فزایندهای در پرداختهای خردهفروشی، خریدهای تجاری و حوالهها رایج هستند، که اغلب کمتر از هزینههای کارت سنتی هستند.
اگر برنامههای کاربردی کریپتو بومی با بازسازی مدل نئوبانک با توکنها پاسخ دهند، نتیجه قابل پیشبینی است: سالها رشد کاربر و به دنبال آن فشردهسازی و ادغام بیرحمانه حاشیه سود. مسیر بلندپروازانهتر این است که بدانیم پرداختها زیرساخت هستند و مدلهای کسبوکار را حول لایههای ارزش بالاتری طراحی کنیم که پول قابل برنامهریزی را قادر میسازد.
ارزهای دیجیتال به نسل جدیدی از بانکهای دیجیتالی با حاشیه نازک نیاز ندارند. پرداختها به کیفپولها و پلتفرمهایی نیاز دارند که داراییها و منابع مالی زنجیرهای یکدیگر را تقویت کنند، جایی که کارتها و استیبل کوینها بهجای کل خانه به عنوان درب ورودی عمل میکنند.



