هوش مصنوعی در پشت درهای بسته ساخته شده است و این یک اشتباه است

توضیح: نظرات و نظرات بیان شده در اینجا فقط به نویسنده تعلق دارد و نظرات و عقاید رمزنگاری را نشان نمی دهد.
هوش مصنوعی بی سر و صدا در هر گوشه ای از زندگی مدرن تغییر شکل می دهد. از نحوه جستجوی وب ، تا زمانی که یاد بگیریم و به مدل های هوش مصنوعی یاد بگیریم ، اکنون مهمترین تصمیمات خود را واسطه می کنیم. با این حال ، در پشت آسایش روزافزون یک نگرانی عمیق تر و فوری وجود دارد: مردم هیچ گونه دیداری از نحوه عملکرد این مدل ها ، تحصیل کرده و یا از آنها سود ندارند.
این Déjà Vu است.
ما قبلاً این موضوع را با رسانه های اجتماعی تجربه کرده ایم و آن را به گروه کوچکی از شرکت ها با قدرت بی سابقه ای به گفتمان عمومی واگذار کرده ایم. این منجر به الگوریتمی ، عصبانیت پول و فرسایش واقعیت مشترک شد. این بار ، نه تنها نشریات ریسک ما ، سیستم های تصمیم گیری در مورد تصمیم گیری ، چارچوب های قانونی ما و نهادهای اصلی ما.
و چشمان ما به شکلی گسترده بسته شده و وارد آن می شود.
آینده ای مرکزی در حال حاضر شکل گرفته است
چندین آزمایشگاه قدرتمند وجود دارد که در پشت درهای بسته حاکم بر دیدگاه هوش مصنوعی امروز است. این شرکت ها مدلهای بزرگی را آموزش می دهند – گاهی اوقات از اینترنت ، گاهی اوقات بدون رضایت – و آنها را در محصولاتی که هر روز میلیاردها تعامل دیجیتال را شکل می دهند ، آزاد می کنند. این مدل ها برای معاینه باز نیستند. داده ها قابل کنترل نیستند. نتایج پاسخگو نیستند.
این تمرکز فقط یک مشکل فنی نیست. این یک سیاسی و اقتصادی است. آینده شناخت در جعبه های سیاه ساخته شده است ، از پشت فایروال های قانونی عبور می کند و برای ارزش سهامدار بهینه می شود. از آنجا که سیستم های هوش مصنوعی خودمختار تر و تعبیه شده در جامعه هستند ، ما با خطر تبدیل زیرساخت های عمومی عمومی به موتورهای خاص مدیریت شده روبرو هستیم.
سؤال این نیست که آیا هوش مصنوعی جامعه را تغییر می دهد یا خیر. در حال حاضر وجود دارد مسئله واقعی این است که آیا ما در مورد چگونگی ظهور این تحول کلمه ای داریم.
مورد اصلی هوش مصنوعی
با این حال ، یک روش جایگزین وجود دارد – یکی در حال حاضر توسط جوامع ، محققان و توسعه دهندگان در جهان مورد بررسی قرار می گیرد.
این جنبش به جای تقویت اکوسیستم های بسته ، پیشنهاد می کند سیستم های هوش مصنوعی را ایجاد کند که مطابق طراحی ، شفاف باشد ، در حاکمیت غیر متمرکز و مسئول افرادی که آنها را تقویت می کنند. این تغییر بیش از نوآوری فنی نیاز دارد – درخواست سازماندهی مجدد فرهنگی برای مالکیت ، شناخت و مسئولیت جمعی.
در چنین مدلی ، داده ها نه تنها بدون تأیید حذف می شوند و پول به دست نمی آید. این امر توسط افرادی که آن را تولید می کنند ، کمک ، تأیید و مدیریت می کند. کسانی که کمک می کنند می توانند به رسمیت شناخته یا جایزه کسب کنند. تأیید کننده ها به ذینفعان تبدیل می شوند. و سیستم ها به جای کنترل یک جانبه توسط افکار عمومی توسعه می یابند.
اگرچه این رویکردها هنوز در اوایل توسعه هستند ، اما به آینده ای اساسی اشاره می کنند که در آن اطلاعات بین همسران جریان می یابد ، نه از بالا به پایین بلکه به آینده ای متفاوت.
چرا نمی توان از آن انتظار داشت
ادغام زیرساخت های هوش مصنوعی با سرعت بالایی صورت می گیرد. شرکت های تریلیون -دالر برای ساخت خطوط لوله یکپارچه به صورت عمودی رقابت می کنند. دولت ها مقررات را پیشنهاد می کنند ، اما آنها در تلاشند تا ادامه دهند. در این میان ، اعتماد به هوش مصنوعی غرق شد. یک گزارش اخیر ادلمن نشان داد که تنها 35 ٪ از آمریکایی ها به شرکت های هوش مصنوعی اعتماد دارند و در مقایسه با سالهای گذشته کاهش قابل توجهی وجود دارد.
این بحران اعتماد تعجب آور نیست. چگونه سیستم های اعتماد عمومی نمی توانند درک کنند ، کنترل کنند یا نمی توانند در سیستم های اعتماد اعمال شوند؟
تنها پادزهر پایدار شفافیت نه تنها در مدل های خود ، بلکه در هر لایه است: نحوه جمع آوری داده ها ، نحوه آموزش مدل ها ، از استفاده آنها برای سود سود. با پشتیبانی از زیرساخت های باز و ایجاد چارچوب های مشترک برای مرجع ، می توانیم تعادل پویایی قدرت را شروع کنیم.
این در مورد متوقف کردن نوآوری نیست. این در مورد شکل دادن به آن است.
چگونه ملک مشترک می تواند به نظر برسد
ایجاد یک اقتصاد شفاف هوش مصنوعی نیاز به تجدید نظر بیشتر از پایه کد دارد. این به معنای تجدید نظر در مشوق هایی است که صنعت فناوری را برای بیست سال گذشته تعریف کرده است.
آینده یک هوش مصنوعی دموکراتیک تر ، چگونگی تأثیر سهم داده ها بر نتایج ، مدیریت جمعی در مورد به روزرسانی های مدل و تصمیمات توزیع ممکن است شامل کتاب های عمومی باشد که از مشارکت اقتصادی و ارزش های محلی و زمینه های مشارکت کنندگان ، مربیان و تأیید کننده ها پیروی می کنند.
این نقاط شروع برای آینده ای است که هوش مصنوعی نه تنها به سرمایه بلکه به یک جامعه پاسخ می دهد.
ساعت کار می کند
ما گزینه ای برای پیشرفت این موضوع داریم. وقتی آژانس دیجیتال خود را به سیستم عامل های مرکزی تحویل دادیم ، قبلاً دیدیم که چه اتفاقی خواهد افتاد. با هوش مصنوعی ، نتایج گسترده تر و بازیافت کمتری خواهد بود.
اگر آینده ای را بخواهیم که در آن هوش یک موجود خاص نیست ، بلکه یک مزیت عمومی مشترک است ، باید شروع به ایجاد سیستم های باز ، کنترل و عادلانه کنیم.
این با پرسیدن یک سؤال ساده شروع می شود: بالاخره چه کسی باید خدمت کند؟



