عوامل هوش مصنوعی بدون هویت زنجیره ای نمی توانند سرکش باشند | نظر کارشناس کریپتو

افشا: نظرات و نظرات بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً بیانگر دیدگاه ها و نظرات سرمقاله crypto.news نیست.
همانطور که شما این مقاله را می خوانید، تعداد بیشماری از عوامل هوش مصنوعی به شدت در حال مذاکره برای قراردادها، شروع پرداخت ها، مدیریت عملکردهای خزانه داری و دسترسی به داده های حساس هستند. وظایف آنها با سرعتی سرسام آور از ابزارهای مشاوره ای به بازیگران اقتصادی مستقل در حال گسترش است. اما هنوز هیچ راه استاندارد شده ای برای اثبات اینکه آنها چه کسانی هستند، مجاز به انجام چه کاری هستند، یا زمانی که مشکلی پیش می آید چه کسی مسئول است وجود ندارد.
خلاصه
- عوامل هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به بازیگران اقتصادی هستند: سیستمهای مستقل از قبل پرداختها را پردازش میکنند، سرمایه را مجدداً تخصیص میدهند و عملکردهای خزانهداری را مدیریت میکنند، اما فاقد هویت استاندارد و پاسخگویی هستند.
- شکاف هویت یک خطر سیستماتیک است: کلیدهای API و اعتبارنامه های ابری برای تصمیم گیرندگان مستقل طراحی نشده اند. بدون هویت زنجیره ای قابل تأیید، اعتماد به امور مالی مبتنی بر هوش مصنوعی از بین می رود.
- بلاک چین به عنوان یک لایه اعتماد: هویت عامل قابل برنامه ریزی و تأیید (AIA) می تواند مجوز، پاسخگویی و قابلیت حسابرسی را تثبیت کند. در غیر این صورت پلتفرم های متمرکز شکاف را پر خواهند کرد.
همانطور که واسطههای هوش مصنوعی شروع به انجام معاملات در مقیاس میکنند، زیرساختهای هویت و مجوز مبتنی بر بلاک چین به یک لایه اساسی اعتماد برای اقتصاد دیجیتال تبدیل میشود، نه یک ارتقای اختیاری. این استدلال ممکن است برای همه خوب نباشد، زیرا برخی در دنیای رمزارز استدلال میکنند که هویت غیرمتمرکز نتوانسته جذابیت بیشتری کسب کند و کسبوکارها به طور پیشفرض از اعتبارنامههای ابری متمرکز و APIهای خصوصی استفاده میکنند. برخی دیگر بر این باورند که عوامل هوش مصنوعی تجربی باقی می مانند و تا سال ها به استقلال مالی معناداری دست نخواهند یافت.
هر دو دیدگاه سرعت ادغام سیستمهای مستقل در جریانهای کاری سازمانی و عدم آمادگی زیرساختهای موجود برای مدیریت ریسکهای مرتبط را دست کم میگیرند. زیرساختهای متمرکز برای همگام شدن با سرعت بیسابقه پذیرش هوش مصنوعی بسیار کند است. این امر بر نیاز حیاتی به زیرساخت های غیرمتمرکز برای پر کردن شکاف تأکید می کند.
عوامل هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به بازیگران اقتصادی هستند
به گفته گارتنر، تا سال 2026 بیش از 40 درصد از گردش کار سازمانی شامل عوامل مستقل خواهد بود. این پیشبینی کوتاهمدت منعکسکننده یک تغییر قابل مشاهده در فینتک، مدیریت زنجیره تامین و عملیات خزانهداری است، جایی که سیستمهای هوش مصنوعی بهجای توصیه ساده، به طور فزایندهای برای اجرای تراکنشها قدرت پیدا میکنند.
با گسترش طرحهای توکنسازی در بانکهای جهانی و مدیران دارایی، عوامل هوش مصنوعی برای متعادل کردن مجدد پرتفوی، مسیریابی پرداختها و بهینهسازی نقدینگی در زمان واقعی قرار میگیرند. رفتار مصرف کننده به تغییری مشابه اشاره دارد.
نظرسنجی اخیر YouGov نشان داد که 42 درصد از مصرفکنندگان ایالات متحده به یک عامل هوش مصنوعی اجازه میدهند که از طرف آنها خرید کند، در صورتی که پایینترین قیمت را ارائه میدهد. در عین حال، تحقیقات Keyfactor نشان میدهد که 86 درصد از متخصصان امنیت سایبری معتقدند سیستمهای خودمختار باید هویت دیجیتالی منحصربهفرد و پویا داشته باشند. در حالی که تقاضا برای تجارت مبتنی بر هوش مصنوعی در حال افزایش است، چارچوب های اعتماد ناکافی هستند.
لایه گمشده هویت و مسئولیت
مشکل اصلی تایید است نه هوش. از آنجایی که کارگزاران هوش مصنوعی مدیریت عملیات خزانه داری، پردازش حقوق و دستمزد یا تجارت در صرافی های غیرمتمرکز را آغاز می کنند، هنوز هیچ راه استانداردی برای تأیید هویت عامل، ارزیابی نمایه ریسک آنها، یا تعیین مسئولیت در صورت تخصیص نادرست وجوه وجود ندارد. کلیدهای API سنتی و اعتبارنامه های ثابت برای ابزارهای نرم افزاری طراحی شده اند، نه سیستم های مستقلی که قادر به تصمیم گیری مستقل هستند.
این شکاف به ویژه در محیط های بلاک چین که تراکنش ها غیرقابل برگشت و با نام مستعار طراحی شده اند، شدید است. اگر یک کارگزار هوش مصنوعی با دارایی های توکن شده تعامل داشته باشد، معاملات را در پروتکل های DeFi انجام دهد، یا جریان های استیبل کوین را مدیریت کند، طرف مقابل نیاز به اطمینان رمزنگاری در مورد اختیارات و محدودیت های کارگزار دارد. چارچوبهای هویت مبتنی بر بلاک چین مبتنی بر اعتبارنامههای قابل تأیید و مجوزهای قابل برنامهریزی، مسیری رو به جلو را با اجازه دادن به واسطهها برای اثبات اینکه چه کسی اختیار داده است، چه مرزهایی اعمال میشود و چگونه ساختار مسئولیت دارد، ارائه میکند.
شکاکان ممکن است استدلال کنند که تعبیه هویت در سیستم های زنجیره ای خطر تضعیف تمرکززدایی یا افزایش نظارت نظارتی را به همراه دارد. دیگران استدلال خواهند کرد که ارائه دهندگان هویت متمرکز می توانند همان مشکل را به طور موثرتری حل کنند. با این حال، اعتبار متمرکز، شفافیت، قابل حمل بودن یا چکشخواری مورد نیاز برای واسطههایی که در چندین بلاک چین و حوزه قضایی فعالیت میکنند را فراهم نمیکند.
توکن سازی و هوش مصنوعی نیازمند زیرساخت های جدید است
مثل همیشه، شک و تردید نهادی همچنان قوی است. اگرچه پذیرش در فرآیندهای پرداخت، خزانه داری و تدارکات در حال تسریع است، بسیاری از مدیران هنوز عوامل هوش مصنوعی را آزمایشی می دانند. همان مؤسسات به شدت به دنبال توکنسازی داراییهای واقعی، ریلهای پرداخت استیبل کوین و سیستمهای انطباق خودکار هستند. اگر انتظار می رود که نمایندگان مستقل میلیاردها دارایی دیجیتال را مدیریت کنند، زیرساخت پشتیبانی از اوراق بهادار توکن شده و پول قابل برنامه ریزی نمی تواند بر مدل های هویت زودگذر تکیه کند.
همگرایی هوش مصنوعی و توکنسازی ساختار بازار جدیدی را ایجاد میکند که در آن تعداد بازیگران ماشینمحور ممکن است از تاجران انسانی در مناطق خاص بیشتر باشد. بدون چارچوبهای استاندارد KYA (مأمور خود را بشناسید) که هویت یک عامل را تأیید میکند، برای چه کسی عمل میکند، و چه کاری مجاز به انجام آن است، نتیجه آن سیلوهای اعتماد چندپاره و آسیبپذیری سیستمی افزایش مییابد. با آنها، دسته جدیدی از عوامل هوش مصنوعی قابل تأیید و پاسخگو می توانند در شبکه های غیرمتمرکز با مجوزهای مشخص و مسیرهای حسابرسی کار کنند.
با نگاهی به آینده، ارائه دهندگان پرداختی که نتوانند هویت هوش مصنوعی قابل تأیید را ادغام کنند، بهعنوان مقیاسهای تجاری مستقل کنار گذاشته میشوند. پروتکلهای DeFi که شامل مجوزهای سطح عامل و اعتبارنامههای پویا هستند، میتوانند سرمایه سازمانی را به دنبال اتوماسیون همسو با انطباق جذب کنند. در مقابل، یک شکست بزرگ شامل یک عامل هوش مصنوعی تایید نشده میتواند منجر به واکنش شدید نظارتی شود که توکنسازی و تامین مالی مستقل را برای سالها کند میکند.
بحثی که در حال حاضر این صنعت با آن روبرو است این نیست که آیا عوامل هوش مصنوعی اقدامی انجام خواهند داد یا خیر، بلکه این است که چگونه به آنها اعتماد کنیم. بادوام ترین سهم بلاک چین ممکن است توکن های سوداگرانه یا چرخه های memecoin نباشد. اما ممکن است این توانایی را داشته باشد که هویت، مجوز و مسئولیت پذیری ماشین را به زیرساخت های مقاوم در برابر دستکاری گره بزند. از آنجایی که سیستمهای مستقل شروع به پردازش پرداختها و تخصیص مجدد سرمایه با سرعت ماشین میکنند، اعتماد نمیتواند یک فکر بعدی باقی بماند.
در مرحله بعد، آزمایش خواهد شد که آیا کد می تواند هویت، اختیار و مسئولیت را برای بازیگران غیر انسانی به همراه داشته باشد یا خیر. اگر بلاک چین نتواند این پایه را فراهم کند، پلتفرم های متمرکز شکاف را پر خواهند کرد. در صورت موفقیت، شبکههای غیرمتمرکز میتوانند به لایه اعتماد پیشفرض اقتصادی تبدیل شوند که به طور فزایندهای توسط عوامل خودمختار نیرو میگیرد.



