ICP 20٪ از دست دادن درآمد را در تغییر توکنومیک جدید اضافه می کند

ICP برای همسو کردن عرضه با تقاضا، 20 درصد سوختهای درآمدی و پاداشهای گره مبتنی بر استفاده را اضافه میکند.
خلاصه
- 80٪ از درآمد موتور ابری رایانه اینترنت به ارائه دهندگان گره می رود، در حالی که 20٪ ICP را خریداری کرده و می سوزانند، که باعث کاهش عرضه بر اساس استفاده می شود.
- ارائهدهندگان نود با حرکت از یارانههای ثابت به قیمتهایی که مستقیماً به محاسبه تقاضا مرتبط است، مشوقها را با فعالیت واقعی شبکه هماهنگ میکنند.
- مدل بهروزرسانیشده سایر زنجیرههای متمرکز بر محاسبات را منعکس میکند که از سوختهای هزینهای و پرداختهای مبتنی بر تقاضا برای پاداش دادن به زیرساختها و کاهش تورم رمز استفاده میکنند.
بنا بر بیانیه این سازمان، بنیاد DFINITY برنامههایی را برای بهروزرسانی توکنومیک رایانههای اینترنتی بهمنظور گنجاندن مکانیزم سوختگیری که از درآمد شبکه تأمین میشود، اعلام کرده است.
این بنیاد اعلام کرد که تحت مدل جدید، 80 درصد از درآمد حاصل از موتورهای ابری رایانه های اینترنتی بین ارائه دهندگان گره ای که زیرساخت را اداره می کنند، توزیع می شود، در حالی که 20 درصد باقی مانده برای خرید و رایت توکن های ICP استفاده می شود. طبق این اطلاعیه، انجمن های ارائه دهنده گره آماده سازی برای بازاریابی موتورهای ابری را آغاز کرده اند.
سیستم فعلی پرداخت های ثابتی را برای ارائه دهندگان گره فراهم می کند تا عملیات شبکه را بدون توجه به تقاضای بار کاری حفظ کنند. این بنیاد گفت که ساختار به روز شده جبران نود را مستقیماً به درآمد مبتنی بر استفاده از خدمات محاسباتی مرتبط می کند و مشوق ها را به فعالیت واقعی شبکه گره می زند.
با توجه به DFINITY، این تغییر نشان دهنده تغییر از یک مدل یارانه ثابت به یک چارچوب اقتصادی مبتنی بر استفاده برای شبکه کامپیوتری اینترنتی است.
تخصیص درآمد بخشی از وجوه را به سوزاندن توکن ها هدایت می کند و با افزایش پذیرش شبکه، مکانیسم کاهش عرضه مبتنی بر تقاضا را ایجاد می کند. این بنیاد گفت که اکثر درآمد به اپراتورهای زیرساخت سرازیر خواهد شد تا تامین ظرفیت و قابلیت اطمینان خدمات را ارتقا دهند.
ناظران صنعت خاطرنشان کردند که مدلهای اقتصادی توکن مبتنی بر استفاده مشابه در دیگر شبکههای بلاک چین متمرکز بر محاسبات پیادهسازی شدهاند.
طبق اعلام این بنیاد، این گذار مشوق های شبکه را با استفاده همسو می کند و در عین حال یک مکانیسم کاهش عرضه ساختاری مرتبط با سطوح پذیرش را نیز معرفی می کند.



