حل مشکل گاز بیت کوین (بدون چنگال) | نظر کارشناس کریپتو

افشا: نظرات و نظرات بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً بیانگر دیدگاه ها و نظرات سرمقاله crypto.news نیست.
هر پلت فرم قرارداد هوشمند دارای دارایی کارمزد داخلی است. به عنوان مثال، اتریوم (ETH) دارای ETH است، سولانا (SOL) دارای SOL است، اما بیت کوین (BTC) پیچیده می شود. اگر می خواهید برنامه های کاربردی چشمگیر داشته باشید، اغلب از اقتصاد شبکه دوم استقبال می کنید.
خلاصه
- بیت کوین محاسبه قیمت را تعیین نمی کند، بلکه فقط فضا را مسدود می کند. برخلاف اتریوم یا سولانا، بازار کارمزد بیت کوین حول محور sell/vB برای گنجاندن تراکنش ها ساخته شده است، نه برای اندازه گیری اجرای قراردادهای هوشمند.
- در حالی که پرداخت در بیت کوین باقی می ماند، اجرا می تواند خارج از زنجیره باشد. سیستمهایی مانند OpNet منطق قرارداد را در Wasm VM اجرا میکنند در حالی که پرداختها و تغییرات وضعیت نهایی را از طریق تراکنشهای معمولی BTC ثابت میکنند.
- بیت کوین می تواند به عنوان یک دارایی گازی بدون توکن جدید عمل کند. با قیمت گذاری هزینه های اپلیکیشن در ساتوشی و حل و فصل تعاملات از طریق تراکنش های بیت کوین، اپلیکیشن ها از ایجاد یک اقتصاد هزینه دوم جلوگیری می کنند.
به عنوان مثال، در Stacks شما هزینه هایی را در STX می پردازید. در پوششهای بیتکوین به سبک EVM، میتوان گفت که BTC نماد گاز است، اما به طور کلی یک نمایش بومی L2 با قوانین EVM مانند (شامل 18 اعشار) است و شما همچنان در آن محیط L2 کار میکنید. در همین حال، خود بیتکوین در حال حاضر یک بازار کارمزد تمیز دارد که در آن کاربران برای فضای بلاک در فروش/vB پیشنهاد میدهند و ماینرها نرخ کارمزد بالاتر را در اولویت قرار میدهند.
با در نظر گرفتن این موضوع، اگر بتوان کارمزدها را در بیت کوین آغاز و مانند یک تراکنش معمولی بیت کوین (بدون توکن یا فورک اضافی) در بیت کوین شروع و پرداخت کرد، در حالی که بخش هوشمند در جای دیگری کار می کند و به طور ثابت به بیت کوین وابسته است؟ OpNet در صدد ارائه پاسخ است.
بیت کوین محاسبات را اندازه نمی گیرد (این یک مشکل است)
بازار کارمزد بیت کوین در یک چیز برتر است: فضای بلوک قیمت گذاری. شما در Sat/vB رقابت می کنید، ماینرها بالاترین نرخ کارمزد را انتخاب می کنند و شبکه در برابر رقبا ساده و قوی باقی می ماند. کاری که بیت کوین انجام نمی دهد اجرای یک محیط اجرای همه منظوره است که در آن زنجیره می تواند برای محاسبه دلخواه اندازه گیری و شارژ کند. اسکریپت بیتکوین عمداً بدون حالت و تورینگ کامل است، بهویژه فاقد حلقهها یا گوتها است، بنابراین هر گره میتواند بهطور پیشبینیشده اسکریپتها را بدون باز کردن دری به روی محاسبات نامحدود تأیید کند.
به همین دلیل است که اکثر رویکردهای قرارداد هوشمند بیت کوین در نهایت اجرا را در یک سیستم جداگانه قرار می دهند که می تواند محاسبات را اندازه گیری کند و بازار کارمزد خود را اداره کند. هنگامی که یک لایه اجرایی جداگانه دارید، معمولاً با یک موجودیت شارژ جداگانه همراه است (مثلاً پشته ها از طریق STX شارژ می شوند).
این نظر کارشناس کریپتوآل نیست و سیستمی که در آن بتوانید پرداخت را در بازار کارمزد اصلی بیت کوین نگه دارید و اجرا را به جای دیگری منتقل کنید، ممکن است ترجیح داده شود.
اعدام کاری نیست که بیت کوین باید انجام دهد
هنگامی که پذیرفتید که اسکریپت بیت کوین عمداً محدود شده است (برای محاسبات بدون وضعیت و نامحدود طراحی نشده است)، به این فکر می کنید که بیت کوین چگونه نتایج و پرداخت ها را مدیریت می کند.
در واقع، اجرا میتواند در یک ماشین مجازی اختصاصی که برای اجرای منطق قراردادهای هوشمند به شیوهای قطعی ساخته شده است، رخ دهد، در حالی که بیتکوین لایه زیربنایی است که از طریق بازار کارمزد موجود، مهر زمانی، سفارشها و قیمتها را متقابل میکند. در طراحی OpNet، منطق قرارداد توسط یک VM مبتنی بر Wasm (OP-VM) ارزیابی می شود، در حالی که پشته گره بزرگتر به صراحت برای مدیریت و اجرای قراردادهای هوشمند با استفاده از تراکنش های موجود بیت کوین و مکانیک های UTXO ساخته شده است.
مهمتر از همه، این نباید با یک دارایی کارمزد جدید جفت شود. بیت کوین برای تبدیل شدن به یک ارز گازی نیازی به محاسبه ندارد. این باید آخرین لایه مسکونی باشد که همه چیز در نهایت نتیجه می دهد و لنگر می اندازد.
تماس قراردادی که با BTC پرداخت می شود چگونه است؟
مدل تعامل ما به جای مدل سنتی اجرای قرارداد هوشمند از جریان شبیهسازی و سپس خرج کردن پیروی میکند و مرحله اجرای نهایی به عنوان یک تراکنش واقعی بیتکوین رخ میدهد. ابتدا برنامه شما یک روش قرارداد را در حالت شبیه سازی فراخوانی می کند. این درخواست از طریق یک ارائهدهنده به یک گره OPNet میرود، که قرارداد را در VM خود اجرا میکند و یک نتیجه تماس (شامل تخمینهای گاز/کارمزد) را بدون پخش چیزی به بیتکوین برمیگرداند.
اگر وضعیت تماس تغییر کند، این CallResult را می گیرید و آن را به عنوان اجرا ارسال می کنید. در این مرحله، کتابخانه یک تراکنش بیت کوین ایجاد می کند، آن را امضا می کند و آن را به شبکه بیت کوین پخش می کند. یادآوری دو نکته خالی از لطف نیست:
- هزینه های ماینر مختص بیت کوین است. شما یک FeeRate را در sat/vB انتخاب میکنید، به صورت اختیاری یک Fee اولویت را در sats اضافه میکنید، و از طریق maxAllowedSatToSpend یک سقف سخت برای هزینهها تعیین میکنید (پارامتر به معنای واقعی کلمه maximumAllowedSatToSpend نامیده میشود).
- مقصد قرارداد به عنوان یک آدرس قرارداد به سبک P2OP بیان می شود. مثال قرارداد قالب آدرس p2op را نشان میدهد و تراکنشها به یک “آدرس قرارداد p2op” به عنوان هدف قرارداد اشاره میکنند.
در همین حال، اندازه گیری محاسباتی خود OpNet هنوز وجود دارد. اما قیمت آن بر حسب ساتوشی است (گاز SATS تخمینی، بازپرداخت با SATS و غیره)، بنابراین واحد هرگز به یک اقتصاد توکن جداگانه کشیده نمیشود.
اصطکاک کمتر، انگیزه های پاک تر
کاربران دیگر نیازی ندارند که صرفاً برای تعامل با برنامهها از هزینه دوم استفاده کنند. در بیت کوین، کارمزدها در حال حاضر حراجی برای فضای بلاک هستند که به ازای هر بایت قیمت گذاری شده و به ماینرها پرداخت می شود. وقتی تماسهای قراردادی تراکنشهای فقط بیتکوین هستند، بدون نیاز به یادگیری بازار توکن گاز جداگانه، به موقعیت آشنا (با کارمزدهای فروش/vB، ریزش ممپول، و مشوقهای استخراجکننده) بازگشتهاید.
علاوه بر این، ابزارها به گردشهای کاری استاندارد بیتکوین مانند پردازش UTXO، اتصالات ارائهدهنده و حتی امضای آفلاین/سرد تکیه میکنند. قراردادها در زمان اجرای Wasm زندگی می کنند و در AssemblyScript نوشته می شوند. هدف آن بیانی مانند Solidity است بدون اینکه ادعا کند اسکریپت بیت کوین ناگهان به یک VM تبدیل می شود.
بیت کوین به عنوان گاز بدون توکن دوم
این ادعا که BTC نمی تواند به عنوان گاز عمل کند، اغلب بر این فرض استوار است که لایه زیرین باید محاسبات را برای قیمت گذاری آن اندازه گیری کند. بیت کوین محاسبات را اندازه نمی گیرد. مساحت بلوک را اندازه می گیرد و مقدار را تعیین می کند.
راه حل این است که به یک ماشین مجازی اجازه دهید اجرا را به طور قطعی مدیریت کند و سپس هر تعامل تغییر وضعیت را از طریق یک تراکنش استاندارد بیت کوین هدایت کند، جایی که هزینه ها با عبارات آشنا مانند sat/vB بیان می شود و در ساتوشی محدود می شود. در مورد ما، این در سطح مشتری از طریق پارامترهایی مانند feeRate و maximumAllowedSatToSpend پیاده سازی می شود.
شاید BTC به عنوان گاز در واقع معقول باشد. کارمزدها سرتاسر مختص BTC باقی میمانند، در حالی که زمان اجرای قرارداد مبتنی بر WebAssembly است (AssemblyScript → Wasm)، که منطق را بدون تغییر نرخ کارمزد معنادار نگه میدارد.



